الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
107
الغدير ( فارسي )
و اين سرودهء او ترا به آئين راست و درستش آگاه مىكند : تا كبوتران آواز مىخوانند ، بر پيغمبر و دودمان او درود باد آيا آنان ستارگان آسمان و اعلام جاويدان عزت نيستند ؟ اى سرگشتهء در گمراهى ، امير المؤمنين امام است پيغمبر خدا ، در روز غدير خم ، در حضور خلق ، امامتش را اعلام فرمود و دومين پيشواى امر ولايت حسن ، آن مايهء اميدى است كه خانهء خدا و مشاعر و مقام از آن اوست . سومين پيشوا ، حسين است كه هر چند تاريكيها بهم آميزد ، نور ماه وجودش پنهان نمىماند و امام چهارم على است ، آن پيشواى در راه حق ، كوشائى كه قوام دين و دنيا به اوست پنجم امام محمّد است ، آنكه خدا از او خشنود و در كارهاى نيك ، صاحب مقام است جعفر ششمين امام اين خاندان نجيب ، و ماهى است كه درخشش بدر تمام آسمان به نور اوست موسى ، امام هفتم است و او را مقامى است كه بزرگواران روزگار را ، توانائى نزديك شدن به آن نيست على هشتمين امامى است كه قبر او در سرزمين طوس خواهد بود محمّد زكى آن مرد صاحب شمشير ، امّا مطرود ستمزادگان ، امام نهم است على آن دژ محكمى كه بلد حرام ( مكَّه ) از فقدانش ناليد ، امام دهم است . و حسن ، امام همام يازدهم ، وجودى نور بخش و چراغ راه قلَّههاى اوج كمال است محمّد زكى ، آن صاحب زمان ، قائم و پناهگاه خلق ، دوازدهمين پيشوا است اينان مايهء آسايش من در بهشتند و من ، در زير سايهء پنج تنم ، والسلام .